جهت یابی
ممکن است یک واحد عملیاتی نیروی رزمنده خوبی داشته باشد و در میدان رزم ، دشمن را از بین برده و نابود سازد ولی در موقع پیشروی یا برگشت به طرف نیروهای خودی نتواند در جهت صحیح حرکت کندکه در اینصورت بدست دشمن گرفتار شده یا در بیابانها سرگردان خواهد شد.بنابراین در اینجا به چند روش از روشهای جهت یابی اشاره میکنم و امیدوارم که مورد قبول واقع شود.
در طبیعت چهار جهت اصلی(Cardinal Points) وجود دارد (شمالNorth ، جنوب South ،مشرق East ، مغرب West )که با پیدا کردن یکی از آنها به آسانی میتوان سه جهت دیگر را مشخص نمود ، به این ترتیب که اگر روبه شمال بایستیم پشت سر ما جنوب ، سمت چپ مغرب و سمت راستمان مشرق خواهد بود. علاوه بر جهات اصلی ، برای تعیین دقیقتر امتدادها ،جهات فرعی (Subcardinal Points) نیز بکار میرود که عبارتند از (شمال شرقی northeast ،جنوب شرقی southeast ، جنوب غربی southwest ، شمال غربی northwest ) .
جهت یابی
جهت یابی در روز
1 – بوسیله حرکت ظاهری خورشید :
با توجه به حرکت وضعی زمین به دور خود ، در نیم کره شمالی (ایران در نیم کره شمالی زمین قرار دارد) هنگام صبح خورشید از مشرق طلوع کرده و به هنگام ظهر در وسط آسمان کمی متمایل به جنوب میباشد.(یعنی اگر به هنگام ظهر شرعی رو به خورشید بایستیم بطرف جنوب یستاده ایم) و سپس عصر هنگام در مغرب غروب میکند. بنابراین اگر هنگام طلوع خورشید هر دودست خود را باز نموده و بصورت صلیب بایستیم و دست راست خود را بطرف خورشید بگیرم و خورشید را پوشش دهیم روی ما به طرف شمال ، پشت سر جنوب ، سمت راست ما مشرق و سمت چپ ما مغرب را به ما نشان میدهد.
1/2– بوسیله خورشید و سایه اجسام (به هنگام ظهر شرعی ):
یک قطعه چوب نسبتا صاف را بطور عمود در زمین فرو کنید، سایه سر چوب را علامتگذاری کنید ، پس از 15 الی 20 دقیقه دوباره محل جدید سایه را علامت بزنید.حال بوسیله خطی این دونقطه را به هم وصل نموده و امتداد دهید.در این حالت جهت حرکت سایه از غرب به شرق است و مثلثی روی زمین درست می شود سپس نیمساز مثلث را رسم کنید و انتهای نیمساز جهت شمال را مشخص میکند.
2/2– بوسیله خورشید و سایه اجسام (به هنگام ظهر شرعی ) :
یک قطعه چوب نسبتا صاف را بطور عمود در زمین فرو کنید، سایه سر چوب را علامتگذاری کنید ، پس از 15 الی 20 دقیقه دوباره محل جدید سایه را علامت بزنید. حال دونقطه بر روی زمین داریم ، پای چپ خود را روی سایه اول و پای راست را روی سایه دوم قرار دهید بطوریکه شاخص پشت سر شما قرار گیرد ، حال روی شما به طرف شمال ، پشت سر جنوب ، سمت راست مشرق و سمت چپ مغرب را به ما نشان میدهد.

جهت یابی به کمک سایه
چوبی را به طور عمودی در زمین فرو کنید و انتهای سایه چوب را علامت گذاری کنید. پس از چند دقیقه راس سایه دوم را نیز نشانه گذاری کنید. اگر از نقطه اول به نقطه دوم خطی بکشید و امتداد دهید به سمت شرق میرود. رو به خورشید جنوب است.
باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است
3- بوسیله خورشید و ساعت عقربه دار (به هنگام ظهر شرعی ):
الف ) در نیمکره شمالی : ساعت خود را طوری کف دست بگیرید که عقربه کوچک ساعت شمار به طرف خورشید باشد ، نیمساز زاویه بین عقربه کوچک ساعت شمار و عدد 12 ، جهت جنوب را نشان میدهد.
ب ) در نیمکره جنوبی : ساعت خود را طوری کف دست بگیرید که عدد 12 بطرف خورشید باشد ، نیمساز زاویه بین عدد 12 و عقربه کوچک ساعت شمار جهت شمال را مشخص می نماید.
تذکر : چنانچه از ساعت دیجیتالی (کامپیوتری ) استفاده میکنیم همان ساعت را روی کاغذ بصورت ساعت عقربه دار تبدیل میکنیم .
جهت یابی به کمک ساعت مچی
ساعت شما به كمك خورشيد ميتواند مانند يك قطبنماي ساده برايتان عمل كند.
در ساعتهاي عقربهدار دو عامل «ساعت 12» و «عقربه ساعت شمار» ميتوانند در جهتيابي به شما كمك كنند.
اگر عقربه ساعت شمار را طوري بگيريد كه سايه آن منطبق بر خودش باشد، (يعني درست به سمت خورشيد باشد) نيمساز زاويهاي كه عقربه ساعت شمار با ساعت 12 ميسازد جنوب را به شما نشان ميدهد. (اين در صورتي است كه در نيمكره شمالي باشيد.) در اين صورت پشت سر شما شمال، دست چپ شما شرق و دست راست شما غرب است.
به اين ترتيب جهت تقريبي قبله را هم تشخيص دادهايد. اگر كمتر از 10 درجه به غرب منحرف شويد جهت قبله را هم تشخيص دادهايد.
جهت يابي با ساعت
محدوده شمالي بين N 5/23-N 5/66
پيدا کردن شمال با استفاده از ساعت
* عقربه ساعت شما را به سمت خورشيد بگيريد.
* نصف فاصله بين عقربه ساعت شمار و ساعت 12 ظهر، جنوب است و نقطه مقابل آن شمال است.
* (اگر ساعت به روي رقم ديگرست ساعت 13 را به جاي 12 انتخاب کنيد.)
محدوده جنوبي بين N 5/23-N 5/66
* عدد 12 را رو به خورشيد بگيريد.
* نصف فاصله بين ساعت 12 و عقربه ساعت شمار، شمال است.
باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.

پیدا کردن وقت از روی جهت یابی
با داشتن جهت میتوان ساعت را مشخص نمود ، بدین ترتیب که یک نیم دایره روی زمین رسم میکنیم ،بطوریکه برآمدگی آن بطرف شمال باشد و آنرا به دوازده قسمت مساوی تقسیم میکنیم و از جهت مغرب به مشرق اعداد 6 الی 18 را می نویسیم و حتما عدد 12 بطرف شمال باشد، سپس شاخص نسبتا صافی را در مرکز دایره بصورت عمود در زمین فرو میکنیم ، سایه شاخص بطرف هر عددی که باشد ساعت تقریبی را به ما نشان میدهد.

جهت یابی در شب
بوسیله ستارگان صورت فلکی دب اکبر
برای جهت یابی در شب ، می توان از ستاره قطبی استفاده کرد.این ستاره به فاصله یک درجه در امتداد محور عالم و به طرف شمال قرار دارد. برای پیدا کردن ستاره قطبی باید از صورت فلکی دب اکبر(Ursa Major ، Big Dipper ، خرس بزرگ ، هفت برادران ، هفت اورنگ مهین ، آبگردان بزرگ ، یقلاوی یا ملاقه ای ) استفاده کرد . دب اکبر سومین صورت فلکی بزرگ آسمان محسوب میشود که از هفت ستاره تشکیل شده و چهار ستاره دُبّه Dubbe، مِراق Merak ، فِخِذ Phecde و مِغرِز Megrez ، تقریباً به شکل چهار ضلعی قرار گرفته اند و کاسه آبگردان را تشکیل داده و ستارگان قائد Alkaid ، عِناق Mizar ، و جَون Aloith ،ستارگان دسته آبگردان را تشکیل می دهند.اگر فاصله دو ستاره لبه آبریز آبگردان دبه و مراق (آلفا ، بتا )که بنامهای قراولان The Pointers معروفند را شش برابر در امتداد هم بطرف جلو ترسیم کنیم به ستاره قطبی (جُدَی Polaris)می رسیم حال اگر رو به ستاره قطبی بایستیم روی ما بطرف شمال،پشت سر جنوب،سمت راست مشرق،وسمت چپ مغرب را به ما نشان میدهد .
بوسیله ستارگان صورت فلکی ذات الکرسی
برای جستجوی ستاره قطبی از صورت فلکی ذات الکرسی Cassiopeia ، نیز میتوان استفاده کرد.این صورت فلکی بخاطر شکل M W مانندش یکی از صورتهای فلکی بسیار آسان یاب آسمان است.اگر نیمساز زاویه ای که بازتر است را به اندازه پنج برابر یکی از اضلاع بطرف جلو هدایت کنیم به ستاره قطبی میرسیم .( صور فلکی دب اکبر و ذات الکرسی همیشه روبروی هم قرار دارند و حول محور ستاره قطبی در گردش هستند)
جهت یابی به کمک ستارگان دب اکبر , ذات الکرسی و ستاره قطبی
در بالاى قطب شمال (در فضا(ستاره ثابتى است بنام ستاره قطبى که اگر رو به آن بايستيد رو به شمال خواهيد بود.
براى پيدا کردن اين ستاره ميتوان از ستارگان دب اکبر و ذات الکرسى استفاده نمود.
ستارگان دب اکبر (ملاقه اي)هفت ستاره ميباشند که به شکل ملاقه قرار گرفتهاند. اگر دو ستاره آخر يعنى لبه ملاقه را در نظر بگيريم و بوسيله يک خط فرضى آنها را بهم وصل نموده و پنج برابر امتداد دهيم اين خط به ستاره قطبى ميرسد.

بوسيله مجموعه ستارگان ذات الکرسى (W)نيز ميتوان ستاره قطبى را پيدا کرد. اين ستارگان به شکل W بوده که راس زاويه وسطى آن بسمت ستاره قطبى ميباشد.
اين دو گروه ستارگان (دب اکبر و ذات الکرسى) نسبت به ستاره قطبى تقريبا مقابل يکديگرند و اگر احتمالا يکى از آنها معلوم نبود، ديگرى حتما ديده ميشود.
باید توجه دکرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.
جهت یابی به کمک ستارگان بادبادکی
بوسیله ستارگان صورت فلکی جَبّار
صورت فلکی جبار( Orion ،شکارچی و بزرگ منش ) از آسان یاب ترین و باشکوه ترین صور فلکی آسمان محسوب می شوند . این صورت فلکی از تعدای ستاره تشکیل شده ویکی از جلوه های صورت فلکی جبار سه ستاره (دلتا ، اپسیلون ، زتا ) در کمربند آن است که با چهارستاره دیگرشکل علامت سئوال ، کاغذک ، وبادبادک را تشکیل میدهند . تک ستاره پائین جبارکه نقطه علامت سئوال ویا دم بادبادک را تشکیل میدهد جهت جنوب را مشخص میکند.(حرکت این صورت فلکی از مشرق به مغرب است و رؤیت آن از صبحگاه اواخر شهریور و تا شامگاه اوایل اردیبهشت ماه ادامه دارد)
جهت یابی به کمک ستارگان بادبادکی
حدود هفت يا هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک يا علامت سوال ميباشند. اين ستارگان نيز از شرق بطرف غرب حرکت ميکنند و در هر حال دنباله بادبادکى آنها بطرف جنوب است.
باید توجه دکرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.
بوسیله مجموعه ستارگان خوشه پروین
خوشه پروین Pleiades و هفت خواهران بصورت خوشه انگور و در سمت راست صورت فلکی جبار قرار دارد و با چشم غیر مسلح تعداد شش ستاره آن بنامهای (نیّرالثریا ، اطلس ،الکترا ، مائیا ، تحیه ، آستروپ ) قابل رؤیت میباشند و حداقل یکصد ستاره در بین این خوشه جای دارد که با چشم مسلح قابل دید میباشند . دم خوشه پروین از دو ستاره بنامهای اطلس و نیر الثریا تشکیل شده که جهت مشرق را به ما نشان میدهد.
جهت یابی به کمک خوشه پروین
دستهاى ستاره، حدود ده تا پانزده عدد بشکل خوشه انگور، در يک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه پروين ميگويند. اين ستارگان مانند خورشيد از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دم آنها بطرف مشرق ميباشد.
باید توجه دکرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.

جهت یابی بکمک ستاره هاي اوريون کمربند ستاره هاي اوريون
اوريون از 7 ستاره نزديک به هم کمربند ستارگان است. سه ستاره نزديک به هم کمربند ستارگان است. زمان ديدن صور فلکي اوريون وقتي است که از قسمت مشرق طلوع کرده و از مغرب غروب ميکند. در خط استوا، دو حالت زير تقريباً از روي سر شما ميگذرد:
از شمال عرض جغرافيايي جنوبي
از جنوب عرض جغرافيايي شمالي
ماه در اثر انعکاس نور خورشید میدرخشد ، لذا به کمک قسمت روشن ماه میتوان جهت تابش نور خورشید را معلوم کرد.ماه در نیمه اول زود طلوع و زود غروب میکند و در نیمه دوم دیر طلوع و دیر غروب میکند . اندکی بعد از هلال ماه نو یعنی در نیمه اول قوس روشن ماه رو به مغرب است و اگر خطی فرضی از بالای هلال تا پائین ان ترسیم کنیم حرف P انگلیسی تشکیل میشود.در نیمه دوم ماه ، قوس روشن ماه رو به مشرق است هلال ماه حرف q انگلیسی را تشکیل میدهد.
جهت یابی به کمک ماه
برای جهت یابی توسط ماه ابتدا باید بدانیم که در نیمه ی اول ماه هستیم یا نیمه ی دوم ؛ روش تشخیص آن نیز به قرار زیر می باشد:
دو سر هلال ماه را با یک خط فرضی به هم متصل می کنیم و آن خط آنقدر ادامه می دهیم تا به زمین برسد اگر شکل بدست آمده از این کار p انگلیسی بود در نیمه ی اول ماه هستیم و اگر شکل بدست آمده q انگلیسی بود در نیمه ی دوم ماه قرار داریم
_حال اگر در نیمه ی اول بودیم طرف کوژ (برآمده) هلال جهت مغرب را نشان می دهد.
_و اگر در نیمه ی دوم ماه بودیم طرف قعر ( تو رفتگی ) هلال مغرب را نشان می دهد.

در يک شب مهتابي چوبي را داخل زمين فرو کنيد. با سنگ نوک سايه را علامت بگذاريد. ده دقيقه بعد با سنگي ديگر نوک سايه جديد را علامت بگذاريد. دو نقطه را به هم وصل کنيد اين خط مسير شرق- غرب را نشان ميدهد
پيدا کردن جنوب توسط ماه
خطي را بين دو تيزي هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمين امتداد دهيد. انتها يا امتداد اين خط نقطه جنوب را در موقعيت شما نشان ميدهد
باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.
جهت يابي بوسیله حيوانات و حشرات
عنکبوتها لانه خود را درمقابل باد نمي سازند. يک لانه پاره شده و دوباره ساخته شده نشان دهنده اين است که باد وزيده شده، باد غالب نبوده است.
* اغلب حيوانات، پرندگان و حشرات لانه هاي خود را خارج از مسير باد و ايمن ميسازند.
* در بالاي عرض جغرافيايي شمالي، قسمت شرقي تپه ها و کوهها بهتر و مناسبتر است. ميتوان به راحتي لانه هاي زيرزميني موشها را زير کنده هاي مرده درختان، لانه دارکوبها و پرندگان پيدا کرد. اينها نشان دهنده جهت شرقي، جنوب شرقي و جنوب هستند.
نشانه هاي مور تپه ها
مورچه هاي جنوبي، مور تپه ها يا خانه هاي خود را بر روي شيبهاي جنوب شرقي ميسازند زيرا خورشيد در پاييز و زمستان بيشتر به اين قسمتها مي تابد.
مور تپه هاي خود را نزديک درختان و صخره هاي جنوبي و جنوب شرقي بنا ميکنند. تنها مورچه دروگر غرب آمريکايي است که فقط وروديه مور تپه را در پايين جنوب شرقي و جنوبي ميسازد. البته لانه مورچه نقره اي هم در مناطق کوهستاني بلند کولورادو به همين شکل است.
جهت یابی به کمک لانه مورچه ها
اگر قطبنما همراه نداشته باشيد و هوا هم ابري باشد مورچهها ميتوانند جهتها را به شما نشان دهند.
مورچهها خاك لانه خود را به سمت شرق ميريزند تا هنگام روز به عنوان سايهباني برايشان عمل كند. مورچهها خاك را از لانه بيرون ميريزند تا ذخيرهگاه خود را وسيعتر كنند و آن را سمت شرق ميريزند تا هنگام روز راحتتر كار خود را انجام دهند.
بديهي است با شناختن شرق جهات ديگر را نيز به راحتي تشخيص ميدهيد.
باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.
جهت يابي از روي درختان و گياهان
هرگونه اي از درختان برشها و خصوصيات خاص خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثير ميگذارند و اين سرنخي است براي محاسبه جهت شمال- جنوب.
تأثيرات باد بر درختان:
* جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه است.
* با دانستن جهت بادهاي شديد و با نگاه کردن به درختان در مسير باد ميتوانيد چهار جهت اصلي را تشخيص دهيد.
* باد ممکن است با صدمه زدن يا خشک کردن شاخه هاي جوان، رشد درخت را کند يا متوقف کند.
* درختي که براي تعيين جهت استفاده ميشود بايد در محلي باز و وسيع باشد. نبايد در پناه تپه، درختان ديگر يا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزديک به هم را مورد آزمايش قرار دهيد. مطمئن باشد که درختان هرس نشده باشند.
اثرات خورشيد بر درختان:
معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان ميشود برعکس که خورشيد رشد شاخه ها و برگها را زياد ميکند.
* در نيم کره شمالي، قوس خورشيد به سمت جنوب است به همين دليل درختان جنوب بهتر و بيشتر رشد ميکنند وجود درختاني مثل: صنوبر سياه و سفيد، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندي، افرا نروژي و درخت اقاقيا صحت اين مسئله را ثابت ميکنند. اين درختها در جنوب بيشتر ديده ميشود. (مطمئن باشيد که اين درختان درمعرض بادهاي شديد هستند.)
* به خاطر نوع تابش خورشيد، شاخه هاي جنوبي درختان افقي تر و شاخه هاي شمالي عموديترند.
* درختان مثل کاج، سرو، صنوبر راست رشد ميکنند.
* بعضي انواع درختان نيز بدون نور خورشيد رشد ميکنند.
* خزه و گل سنگ در سايه بهتر رشد ميکنند و در مکانهاي مربوط عمرشان بيشتر است. در آمريکاي شمالي يک اصول کلي وجود دارد که تبخير در درختان و صخره هاي قسمت شمالي خيلي کمتر است. خزه در نور آفتاب خرمايي رنگ است و در مکانهاي سايه و مرطوب سبز يا طوسي رنگ.
* در نيم کره شمالي، معمولاً درختان برگ ريز در شيب هاي جنوبي تپه ها مي رويند و سراشيبهاي شمالي هميشه سبز است.
* در کوههاي سنگي، کاجهاي انحناپذير در شيب جنوبي صنوبر انگلمان در شيب شمالي ميرويند.
* کاکتوسهاي شبکه اي به سمت جنوب تمايل دارند.
* به خاطر درجه حرارت شمال، گلها و گياهان به سمت جنوب و شرق تمايل دارند.
* نوعي درخت با نام علمي سينوم لاکيناتوم وجود دارد که رشد برگهايش به سمت خط شمال- جنوب است ودر نور آفتاب ميرويد.
نشانه هايي که سرخپوستان به کار مي گيرند:
* جهت رويش بعضي از درختان به سمت جنوب است زيرا به سمت خورشيد رشد ميکنند.
* پوست بعضي درختان به سمت شمال تيره تر و خشن تر است.
* حلقه هاي تنه درخت به سمت شمال ضخيم تر از قسمت جنوبي هستند.
* زمين اطراف ريشه درختان به سمت جنوب سست تر و توخالي تر از قسمت جنوبي است پس زمين به سمت شمال سفت تر بوده و به خشکي زمين جنوبي نيست.
جهت یابی به کمک تنه درختان
اگر مقطع درخت بريدهشدهاى را نگاه کنيد، تعدادى دواير هم مرکز را مشاهده خواهيد کرد. که هر يک از آنها نشان يکسال عمر درخت ميباشد. درختى که بطور دائم آفتاب به تنهاش بتابد، دايرههاى نشاندهنده عمر آن درخت در يک سمت به هم نزديکتر شده و در سمت ديگر از هم دور خواهند بود. سمتى که دوايرش از هم دورتر هستند، سمت جنوب است (بعلت تابش زياد آفتاب و رشد بيشتر آن) و سمتى که دوايرش بهم نزديکترند، سمت شمال ميباشد. لازم به يادآورى است که در نيمکره جنوبى سمتها عکس اين وضعيت خواهد بود.
باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی برعکس است.
استفاده از گوشها براي تعيين جهت
بوميان گرينلند از صداي نر پرنده اي به نام درسه برفي (snow-hunting) به عنوان راهنما در مه استفاده ميکنند. هر پرنده نر صداي به خصوصي دارد که اسکيموها اين صداها را از بالاي آبدره ها به راحتي ميشنوند. در مه از صدا را دنبال کرده و به راحتي به خانه ميرسند.
* هنگام راه رفتن سر خود را به دنبال اين صدا به جهات مختلف بچرخانيد به محيط اطراف گوش کنيد: صداي نهر، رودخانه، ترافيک بزرگراه، باد ته دره ها يا امواج.
* هنگام مه يا در شيب، در منطقه اي کوهستاني يا تپه اي، صداي فرياد يا صوت منعکس ميشود. 5 ثانيه طول ميکشد که صدا مسافت يک مايل (KM 6/1) را طي کند. از اين طريق موقعيت تقريبي خود را ميتوانيد با گوش دادن به صداها تخمين بزنيد. از اين روش در کشتيها هنگام مه استفاده شود. آنها از صداي زنگ، شليک تفنگ، آژير خطر، يا فرياد زدن استفاده ميکنند. هر ثانيه که از توليد تا بازگشت صدا بگذرد يعني صدا مسافتي حدود 560 فوت (170 متر) را از منبع صدا طي کرده است.
* قايقرانان نيز ميتوانند به صداي پرنده هاي دريايي يا امواج گوش کنند. وقتي صداي شکسته شدن امواج شنيده ميشود يعني به کناره ها يا خليج نزديک هستند.
ابرها بعضي از عناصر خاص روي سطح زمين را منعکس ميکند.
* روي زمين نزديک به آبهاي پوشيده از يخ ابرها تصوير آب آزاد را منعکس ميکند زيرا در اين جا آب تيره نسبت به مناطق يخ زده نور کمتري را منعکس ميکنند.
* اين بازتاب به شکل نقطه اي سياه بر روي سطح زيرين ابر ميباشد. اين نقطه سياه درواقع اندازه آب موجود را نشان نميدهد چون منطقه اي کوچک ميتواند بازتابي وسيع بر روي ابر از خود داشته باشد. اين اتفاق در مناطق قطب شمال رخ ميدهد که بخار موجود در هوا بر روي عمل انعکاس تأثير گذاشته و نقطه سياه روي ابر را بزرگتر ميکند به اين پديده «آب آسماني» ميگويند.
* جريان درحال حرکت يخ و يا کوه يخ را از طريق درخشش آنها در هواي ابري تشخيص داد. يک تکه کوچک يخ گاهي منطقه بزرگي از «يخ هاي چشمک زن» را خلق ميکند.
* روي زمين، ابرها آلودگي اندک شهرها را نشان ميدهند شهرهايي که زير خط افق هستند از فاصله 48 تا 80 کيلومتر ديده ميشوند.
* در کشورهاي قطبي يا کشورهايي با کوههاي برفي شکل کلي زمين در آسمان ابري منعکس ميشود. ازطريق آن ميتوان زمينهاي برفي، آبهاي آزاد مناطق صخره اي، يخهاي تازه (رنگ سبز- آبي) و تکه زمينهاي گياهي که «برف صورتي» ناميده ميشوند يعني به رنگ متمايل به صورتي بازتاب داده ميشوند را تشخيص داد.
* در مناطق پوشيده از گياه، تکه هاي يخي و زمينهاي برفي که رنگ آبي پولادي روي سطح زيرين ابرها بازتاب داده ميشوند.
* در صحراهاي بدون ابر، «درخشش صحرا» وجود دارد، درخششي که ناشي از انعکاس گرماست.
* به خاطر قدرت انعکاس ضعيف تر در ناطق پوشيده از گياه، آباديهاي کويري ايجاد درخشش در صحرا ميکنند.
* در صحرا فاصله شتربان از زمين تقريب 3 متر است و آباديها معمولاً با تپه هايي تا ارتفاع 305 متر محصور شده اند. شتربان گرد و غبار ايجاد شده توسط گرماي خورشيد را بر روي درختان آبادي از دور ميبينيد.
جهت يابي توسط يخچالها
يخچالها با سنگها يا مانعي بزرگ، ميز يخچالي را تشکيل ميدهند. صخره هاي بزرگ از آب شدن يخ زيرشان ممانعت ميکند. بنابراين سنگ همچنان روي سطح يخ باقي ميماند. سنگها يا موانع تدريجاً به عنوان محور قرار ميگيرند. پايه ها نشان دهنده جنوب هستند به دليل تابش خورشيد بيشترين مقدار ذوب را دارد و به سمت جنوب خم شده و حالت ميگيرد. بعد از مدتي اين پايهها آب ميشود و خورشيد اين فرآيند را همچنان انجام ميدهد.
تأثيرات خورشيد و باد
* فرسايش يخ در شيبهاي جنوبي به خاطر سرماي بيشتر در شب و گرماي بيشتر در روز چشمگيرتر است.
* در نيمه گرمتر سال فرسايش در شيبهاي شمالي تپه ها نامحسوس تر است.
* در شيب هاي جنوبي گرماي خورشيد بر روي توده هاي برفي، درختان، بوته ها و سنگها سايههاي جذاب مي سازد.
* توجه کنيد که جهت باد بسيار مهم است زيرا يک باد گرم و قوي برف را سريعتر از خورشيد ذوب ميکند.
جهت يابي بوسیله اشکال و جهت برف و یخ
مناطق قطبي و مناطق صحراي گرم شني به هم شبيه هستند.
* تپه هاي برقي شبيه تپه هاي شني است. با اين تفاوت که تپه هاي برفي کمي کوچکتر و بيثباتترند.
تپه هاي معمولي برفي بسيار شبيه اند به تپه هاي شني که موازي باد غالب هستند.
Sastrugi بين چند اينچ تا 3 فوت ارتفاع دارد و هميشه نزديک به هم هستند. اينها براي جهتيابي در روزهاي ابري کاربرد دارند. در نزديکي قطب شمال جايي که قطب نما کار نميکند بسيار مفيد هستند. برف تازه را سوراخ کنيد تا جهت sastrugi را بفهميد.
* سطح برف و يخ را بادهاي غالب پاک ميکنند.
* فرسايش ناشي از يخ زدگي در شيبهاي جنوبي بيشتر است زيرا در شب سردتر و در روز گرمتر است.
* وقتي که باد قوي گرم قدرت ذوب کردن سريعتر برفها را نسبت به خورشيد دارد. جهت باد خيلي مهم است. اما ممکن است در تعيين جهت دچار اشتباه شويم.
* در دامنه هاي جنوبي، گرماي خورشيد، سايه هاي ذوب شده برجاي ميگذارد. سايه هاي ذوب شده درختان و سنگها بر روي برف انباشته ميشود. اين پديده بخصوص در بهار ديده مي شود.
* جهت باد بسيار مهم است. زيرا يک باد گرم و شديد برفها را زودتر از خورشي دآب ميکند، که اين پديده ميتواند شما را در جهت يابي گيج کند.
يخ زدگي دريا و جهت يابي
تکه هاي کوچک يخ صاف، مسافت احتمالي شما را از ساحل نشان ميدهد. اگر تکه هاي يخ مانند پازل نزديک هم هستند، نشان ميدهد که شما از خشکي خيلي دور نيستيد. اگر لبه هاي تکه هاي يخ تيز و برنده است، بيانگر نزديکي به ساحل ميباشد اما اگر قطعات يخ گرد و از هم دور هستند، نشان اين است که از ساحل دوريد.
بادها را از جهتي که ميوزند، نامگذاري ميکنند مانند باد شمالي از شمال.
هر منطقه اي باد غالب و برجسته اي دارد که در فصل خاص يا گاهي در تمام فصول ميوزد. باد غالب، باد خاصي است که وزش آن طولاني تر بوده و در جهت خاصي مي وزد.
باد غالب بر رشد درختان و گياهان، جهت جمع شدن برفهاي باد آورنده و در جهت علفهاي بلند تأثيرگذار است.
* در هر منطقه اي باد غالب ويژگي هاي خاص خود را دارد مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغيير ميکند.
* در روي دريا و اقيانوسها بادهاي غالب داراي ويژگيها و ابرهاي خاص خود هستند.
جهت يابي از روي باد غالب منطقه
نواحي معتدل: از غروب مي وزد. (در هر دو نيم کره شمالي و جنوبي)
نواحي گرمسيري: بين مناطق شمال شرقي و جنوب شرقي جريان دارند.
* خط استوا: معمولاً از سمت شرق مي وزد.
* نيم کره شمالي: بادهاي شمالي از بادهاي جنوبي سردتر است.
تأثيرات خاص بادها
بادهاي صحرايي يا بياباني: همگي خشک و معمولاً همراه با ابر و باران است.
نواحي قطبي: اگر دماي باد گرمتر از محيط باشد جهت آب را نشان ميدهد. افت ناگهاني دما بدون تغيير جهت، امکان وجود يک کوه يخي شناور را نشان ميدهد.
روي زمين: براي پيدا کردن جهت حرکت مستقيم ميتوان از باد غالب استفاده کرد. باد به همان سمتي که بايد بوزد ميوزد. بنابراين مواظب هرگونه تغيير دما، رطوبت و قدرتي که باعث تغيير جهت باد شود، باشيد.
در جنگلها: به تغيير جهت ابرها دقت کنيد. مخصوصاً ابرهاي بلندي که توسط بادهاي غالب آورده ميشوند. با نگاه به نوک درختان ميتوانيد جهت باد را بفهميد.
جهت يابي باد غالب
درختان تنها در مناطق باز و سريع، مخصوصاً مناطق معتدل به بادهاي غالب عادت ميکنند. در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است که باعث شکستن شاخه هاي جوان مي شود.